تبليغاتX
طنزها و نطنزها - تعریف از خود
اشعار و نوشته های طنز و گاه جدی
شاعرم اما نمی گویم مجیز

ضد هر چیز بدم از جمله"چیز"+

شعرهای من تماماْ آنی* است

اسم من در نت همیشه "سانی" است

سوژه می گیرم من از طنز و نطنز**

از قم و زنجان و تهران و نطنز

نکته یابم در خبرها روز و شب

مانع کارم نه کار است و نه تب

من سیاسی نیستم من سانی ام

عاشق ایرانم و ایرانیم

می نویسم تا که تو خندان شوی

گاه هم خب البته گریان شوی

کار من خنداندن لب هاست٬ نیست؟

نمره سانی شده از بیست٬ بیست!

کار دارم٬ سخت مشغولم٬ ولی

گفته ام از روز اول یا علی!

تا که این وبلاگ را دارم خوشم

خب شده یک قسمت از کارم٬ خوشم

هر کسی این جا بیاید یک گل است

یک گل زیبا شبیه سنبل است

با نظر دادن مرا یاری کنید

زود٬ حالا٬ جان من کاری کنید!

جمعه ها تعطیلم*** اما٬ جان تو!

سر بزن جانم ولی٬ قربان تو!

سر بزن روح مرا دلشاد کن

هر چه می خواهد دلت فریاد کن

من نمی ترسم نه از دشمن نه دوست

ترسم از انسان نماهای دوروست

عاشق زیبایی و آبادیم

عاشق شور و نشاط و شادیم

قصد من لبخند هر خواننده است

خنده تو افتخار بنده است

افتخار خنده را از من نگیر

می شود "سانی" ز اَخمت زود پیر

 

+ رجوع شود به سریال "بزنگاه" ساخته رضا عطاران

*  این "آنی" به معنی لحظه ای است و هیچ ربطی به آنی "دختر ترشیده" ندارد

**  نطنز اول به معنی "جدی" و نطنز دوم همان شهر نطنز است!

*** البته خودم تعطیل! نیستم ها! وبلاگ تعطیله!

پ. ن ۱: بعد از سرودن این شعر برای خودم اسفند دود کردم که چشم نخورم!

+ در افشاني شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 16:16  توسط danialjoon  |