تبليغاتX
طنزها و نطنزها
اشعار و نوشته های طنز و گاه جدی
سرویس خبری طنزها و نطنزها- آتشی شدن عده ای از افراد و  آب از آب تکان نخوردن اوضاع به موضوع مطرح روز تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار ماه(!) این روزها گروه هایی از عوام و خواص (با درجات مختلف آتشی شدن)به سخنان یک مقام دولت اصولگرا در مورد دوستی با مردم یک کشور بدون نقشه(!) اعتراض کردند و خواستار بر کناری وی از سمت خود شدند اما آب از آب تکان نخورد و رییس وی او را در سفر خارجیش با خود برد و به همه نشان داد تا بگوید با این اعتراضات بی اساس! شما آب از آب تکان نمی خورد. گفته می شود که برکنار نشدن وی اصلاْ ربطی به رابطه فامیلی آن ها که اخیرا با ازدواج فرزندان آن ها به وجود آمده ندارد! شایان ذکر است رییس فرد مزبور قبلاْ بارهاخواهان حذف کشور مورد اشاره معاونش از نقشه های دنیا بوده است!

خبرنگار ماه(!) هم چنین در گزارشی موضوع "مدرک تحصیلی" یکی از مقامات بالا را موضوعی در حال فراموش شدن دانسته و آورده است از آن جا که برای خدمت به ملت همیشه در صحنه نیازی به "کاغذ پاره" هایی چون مدرک دکترا نیست رییس فرد مزبور اجازه می دهد وی تا پایان دوره کاری خود به خدمت خود ادامه داده و کاری به اظهارات عده ای از فریب خوردگان! و دست نشاندگان! که "الف" تا "ی" آن ها برای همه روشن است ندارد. از سوی دیگر آگاهان عقیده دارند از آن جا که مدرک وی در دوران دولت قبلی گرفته شده است نباید در این مورد از دولت فعلی سوالی پرسیده شود!

خبرنگار ماه(!) ما در آخرین تحلیل خود به دست آوردن یک مدال برنز توسط محمدی را آغازی بر به دست آوردن مدال های بیشتر دانسته و افزوده است با توجه به هزینه ناچیز ۸ میلیاردی برای فرستادن فرزندان ورزشکار این مرز و بوم به المپیک پکن به دست آوردن این مدال ارزشمند مشت محکمی بردهان یاوه گویانی است که ورزش ما را در حال افول و  حرکت قهقرایی می دانند. کارشناسان معتقدند این مدال برنز راه را برای به دست آوردن مدال های بیشتر در المپیک های بعدی باز و همه مسولین خدوم ورزش کشور را به ادامه راه درستی که در آن قدم بر می دارند تشویق می نماید.  

خبرنگار ماه(!) در پایان شایعه  استعفای مسولین عزیز ورزش را توطئه استکبار جهانی دانسته و به ملت شریف اطمینان داده که آب از آب تکان نخورده و این عزیزان همچنان به خدمت رسانی به ورزش کشور مشغول خواهند بود.  

+ در افشاني شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 11:6  توسط danialjoon  | 
"هر دم از این باغ بری می رسد"(http://www.shahabnews.com/vdci.raqct1azvbc2t.html)

هنوز "جراحی" انجام نشده بیمار داره به سمت احتضار میره!

ظاهراْ قرار بود اول "جراحی بزرگ اقتصادی" صورت بگیره بعد قیمت ها بالا بره اما می بینم که قیمت ها کاری به این طرح ندارن و هر وقت خواستن می کشن بالا! حالا حساب کنید وقتی جراحی شدیم چی میشه!

من پیشنهاد می کنم تا دو ماه دیگه باز قیمت پودر نرفته بالا بریم و هر چی دستمون می رسه پودر بخریم و انبار کنیم برای آینده. کاری هم به تاریخ مصرف نداشته باشیم. این چیزا رو روی پودر می نویسن که من و شما رو گول بزنن!!

پیشنهاد دوم اینه که بی خیال پودر لباسشویی و این سوسول بازی ها بشیم و مثل قدیم بریم لب چشمه و جوب(!) آب و با سنگ و خاکستر لباس و ظرف ها رو بشوریم. هم ورزشه هم نگران گرونی این مواد شیمیایی بی مصرف(!) نمی شیم!

از من گفتن بود. بعد نگین چرا نگفتی!

+ در افشاني شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 11:3  توسط danialjoon  | 
این آخرین تبریک این ماه است.

تبریک زادروز آخرین فرزند پیامبر(ص)

او پیش ماست اما ما حضور او را درک نمی کنیم.

روزی خواهد آمد!

در این شک نکنید.

عیدتان مبارک!

+ در افشاني شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 17:35  توسط danialjoon  | 

۱. روز جوان مبارک!

۲. همشهری جوان توقیف شد!

پ. ن ۱: هدیه خوبیه ! نیس؟!

پ. ن ۲: نمی خواستم به این زودی آپ کنم چون نظر نمیدین٬ ولی این موضوع بهانه شد!

+ در افشاني شده در  چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1387ساعت 23:15  توسط danialjoon  | 
اگه بشه اسمشو شعر گذاشت دیشب این اشعارو گفتم. بخونید و نظر بدین

۱

دلم از دست چشمانت کباب است

از عشقت خسته و زار و خراب است

شده چشمان من از دوریت خیس

نمیخندم٬ مگر کمبود آب است؟!

۲

اسیر آن دو چشمان سیاهم

عجب زیبا نمودی تو نگاهم

رخ تو کیش کرده شاه روحم

شده مات نگاه یار٬ شاهم

۳

 نمی دانم کجا می میرم آیا؟

رخ از دنیا کجا می گیرم آیا؟

چو روحم می کند پرواز روزی

از این دنیای دون من سیرم آیا؟ 

۴

عزیزم! چشم مستت مست مست است

دلم سرگشته از روز الست است

گناهم چیست؟ جز عشق است آیا؟!

شدم عاشق٬ سرانجامم شکست است

+ در افشاني شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 10:18  توسط danialjoon  | 
کی گفته رکورد فقط مال خارجیاس؟!

اصلاْ چرا ما نباید یه کتاب "ترین ها" یا همون "گینس" نداشته باشیم؟!

به نظر شما راننده کامیونی که بتونه ۲۱۱ نفر افغانی رو تو ماشینش جا بده

( http://www.alef.ir/content/view/30821/) نبايد اسمش توی این کتاب ثبت بشه؟!

البته اين آقاي آفريقايي(http://www.alef.ir/content/view/30790/) هم در نوع خودش يك ركورد عجيب به جا گذاشته كه باعث شده امروز مخم هنگ كنه!

شايد عنوان اين پست بايد "بدون شرح" مي شد!

+ در افشاني شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 17:5  توسط danialjoon  | 
روزی روزگاری وقتی میگفتن: "طرف کارش سکه س" منظور این بود که کار و کاسبی طرف خوبه و حسابی داره سکه ها رو جمع می کنه که شب با خودش ببره خونه. با گرون شدن اجناس و بی ارزش شدن سکه٬ خطر انقراض داشت این ضرب المثل رو تهدید می کرد که ضاربان سکه اومدن و سکه هایی با ارزش بالاتر ضرب کردن و پول هایی که روزگاری فقط به صورت اسکناس بود(مثل یک تومنی و دو تومنی و بالاتر) همه تبدیل شد به سکه. (البته الان سکه کم تر از پج تومنی نه توی بازار هست نه اگه باشه به درد می خوره اما روزگاری سکه دوزایری یا همون دو ریالی هم برای خودش ارج و قربی داشت و برای تلفن کار ساز بود و حتی خرید و فروش می شد.)

 تا حالا سنگین ترین سکه  از نظر قیمت سکه پنجاه تومنی بود اما ظاهراْ بانک مرکزی تصمیم گرفته تا آخر امسال سکه صد تومنی رو هم بریزه تو بازار

 (http://www.shahabnews.com/vdcf.1dtiw6dc0giaw.html)

راستش این جوری که پیش میره کم کمک باید منتظر چاپ (ببخشید! ضرب) سکه های هزار تومنی و پنج هزار تومنی  و بالاتر هم باشیم! چون با بالا رفتن تورم٬ دیگه صرف نمی کنه این پول های کم ارزش رو به صورت اسکناس چاپ کنن. نظر شما چیه؟

+ در افشاني شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 17:24  توسط danialjoon  | 
ماه شعبان که میشه اونقدر مناسبت خوب و تولد داریم که از دستمون در میره. امروز و فردا و پس فردا تولد سه نور از آسمون نورانی این ماهه.

همه این مناسبت ها رو به دوستای خوبم تبریک میگم.

ضمناْ تا شنبه آپ نمی کنم.

فعلا بای

+ در افشاني شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:52  توسط danialjoon  | 
حتماً تا حالا عنوان "زيباي خفته" به گوشتون خورده.(اگه نخورده حالا كه خورد، دردتون كه نيومد؟!)اين اسم داستانيه كه در اواخر قرن ۱۷ توسط يه نويسنده فرانسوي نوشته شد و بعداً از روي اون آهنگ و كارتون هم ساخته شد و در زمان خودش هم معروف شد(مي تونيد اينجا رو ببينيد:http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C_%D8%AE%D9%81%D8%AA%D9%87)

من خودم داستان رو نخوندم اما از روي عنوانش حدس مي زنم كه "زيبا" بعد از اين كه خوب خوابيد بيدار ميشه و ميره به بقيه زندگيش برسه!

اما عنوان اين پست چه ربطي به موضوع داره؟ الان ميگم عجله نكنين. فقط قبلش يه سر بريد اين جا(http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=176140)

ملاحظه فرمودين؟

تو كشوري كه سالانه نزديك سي هزار نفر توي  تصادفات رانندگي كشته ميشن(نمونه ش همين ديروز تو تصادف اتوبوس و تريلي ۱۹ نفر كشته و ۲۰ نفر زخمي شدن) و خيلي هاي ديگه در اثر بيماريهاي مختلف (از بيماري قلبي گرفته تا وبا) و حوادث ديگه (ساختمون سعادت آباد رو نميگم ها!) كشته ميشن چه اصراريه كه آدم براي زيباتر شدن بره و خودشو به كشتن بده؟! حالا دماغت يه كم سربالا باشه يا نوك پهن يا اندام ديگه ت(نام اندام مثل اصل خبر سانسور ميشه!)كوچيك يا بزرگ باشه بهتره يا بري عمل كني و بعد از نتيجه ندادن بيفتي تو راهروهاي دادگستري و يا خداي نكرده بيان دنبالت تو راهروهاي پزشكي قانوني؟!

با شما هم هستم آقا! حالا مثلا من كه كله م داره كچل ميشه! چيزيم شده كه تا يه كم پيشونيتون بلند شد (با زير سرتون بلند شد اشتباه نشه!) مي دوين ميرين عمل كاشت مو انجام بدين؟

وا... نمي ارزه. تازه طبيعي هر چيز بهتره تا مصنوعيش كه حالا اگه نكشتت یا كج می شه يا زير پوست حركت می كنه يا باعث میشه ريخت آدم برگرده. نظر شما چيه؟

+ در افشاني شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 16:58  توسط danialjoon  | 
قالب جدیدی که مشاهده می کنید رو تازه پیدا کرده ام اما نمی دونم چرا اسم وبلاگ رو نمی تونه بالای اون بنویسه!

به هر حال چون قشنگ بود از روی نوآوری و شکوفایی انتخابش کردم تا یه مدت دیگه دوباره عوضش کنم.

نظرتون در مورد این قالب برام مهمه!

اگه لطف کنین ممنون میشم.

+ در افشاني شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 11:42  توسط danialjoon  | 
خب به حمدلله در مریخ هم آب پیدا شد( http://tabnak.ir/pages/?cid=14672)و کم کم هم میشه رفت اونجا زندگی کرد. چرا مریخ؟! خب معلومه! با این بالا رفتن  قیمت زمین توی زمین! و افزایش کرایه خونه باید هم بریم و یه جای دور زندگی کنیم. حالا نگفتم همین حالا بریم که! گفتم که گوشی دستتون باشه که تا اونجا هم زمین گرون نشده بریم و یه چند هکتاری زمین پیش خرید کنیم واسه روز مبادا. البته الان که اون اطراف هیچی پیدا نمیشه نه درختی هست نه دریایی نه خیابون و کوچه ای اما بالاخره که یه روز درست میشه! مگه همین شهرک های اطراف شهرهای بزرگ اولش چی بودن؟ هیچ کس نمی رفت اونجا کلاهشو که احیانا باد انداخته بود  برداره اما حالا قیمتش رسیده به نزدیکی نوک قله! برج میلاد.

الان رو نگاه نکنید یه روزی می رسه که همین زمین های مریخ می کشه بالا و اونوقته که پشیمون میشین و میگین کاش یه زمین اونجا داشتم. حالا از من گفتن بود دیگه خود دانید.

پ.ن.۱: حالا توی مریخ باید "زمین" خرید یا "مریخ"؟!

پ.ن.۲: هر کی رفت اونجا ساکن شد باید دیگه قید زمین رو بزنه ها! با گرون شدن قیمت سوخت دیگه رفت و آمد محاله!

پ.ن.۳: حالا از کی باید زمین(ببخشید مریخ!) بخریم بماند. احتمالاْ از ناسا باشه دیگه. نه؟

+ در افشاني شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 11:7  توسط danialjoon  | 

امروز سالروز آغاز رسالت پيامبر بزرگ اسلام است.

اين عيد بزرگ را به همه دوستان تبريك مي گويم.

+ در افشاني شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 13:49  توسط danialjoon  | 
از حال همه تو ای خدا آگاهی

بر ما نظری کن ای خدا هم گاهی

بر بام فلك رسيده قيمت ها، واي!

افزوده بر آن دولت ما جراحي!

يارانه تو مرهم اين زخم نشد

با نشتر خود زعمرمان مي كاهي

جراحي اقتصادي است اين يا مرگ است؟!*

"از چاله درآمده، روان در چاهي" 

بي ارزش و مقدار شود پول و ريال

چك پول شود معادل يك شاهي!

اي دولت ما خدا نگهدار تو باد!

الحق و والانصاف برادر، ماهي!

 

* اين شعر ممكن است به مرگ اين وبلاگ هم بينجامد!

 

+ در افشاني شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 16:9  توسط danialjoon  | 
چند پست قبل اختصاص داشت به مطلبی در مورد اجاره یک خانه به زوج مشهدی در ازای" روزی یک صلوات!" دیروز یکی از همکارانم می گفت به آدرس داده شده در خبر مراجعه کرده ولی با این جمله مواجه شده: دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد." خودم هم مراجعه کردم و با تعجب همان صفحه را دیدم حتی سایت شهاب نیوز هم فیلتر شده بود! امروز با مراجعه به آدرس با این جمله مواجه شدم: "صفحه مورد نظر پیدا نشد" ضمن این که سایت شهاب نیوز باز شده بود!

دو امکان وجود دارد:

۱. اصل خبر دروغ بوده و سایت مورد نظر بعد از فهمیدن این موضوع صفحه را از آرشیو خودش پاک کرده است!

۲. صاحب خانه بعد از این که فهمیده هر کس دو تا خانه و بیشتر داشته باشد باید بفروشد رفته و خانه را فروخته و زوج جوان صلوات فرست! را با اسباب خانه به کوچه کوچانده است! و بعد زنگ زده به آقا شهاب! و گفته که خبر را حذف کند!

به هر حال تقصیر من نیست!

+ در افشاني شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 13:45  توسط danialjoon  | 
بعد از حدود ده روز دوباره اومدم. این مدت حسابی مشغول بودم هم مشغول مراسم یکی از عزیزانم که مدتی رو مثل مادر بود برام و حالا از دست دادمش٬ هم یه سفر کاری که البته بیشتر توفیق اجباری بود.

راستش روزی که این وبلاگو راه انداختم فکر نمی کردم این قدر بهش وابسته بشم و  وقتی چند روز بهش سر نزنم دلم براش  تنگ بشه. از اول هم می دونستم که مشغله کاری شاید باعث بشه که نتونم هر روز آپ کنم و محدود دوستایی که تونستم پیدا کنم رو در انتظار بذارم و حالا همون طور شده که پیش بینی کرده بودم.

به هر حال از همه دوستایی که سر میزنن و نظر میدن و نمیدن ممنونم که منو تنها نذاشتن و باهام همراه بودن. اگه نتونستم تو این مدت سر بزنم شرمنده همه تون هستم و از امروز که دوباره اومدم سر کارم سعی می کنم مثل سابق حداقل یه روزی دو روزی یه بار پست جدید بذارم.

اگه از پست های جدید خوشتون اومد می تونین همونو به عنوان سوغاتی حساب کنین اگه هم نه بیاین این جا تا ازهوای گرم و دم کرده جنوب حظ کنین!

فعلاْ  

+ در افشاني شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 16:42  توسط danialjoon  |