تبليغاتX
طنزها و نطنزها
اشعار و نوشته های طنز و گاه جدی

این کامیونه چی کار می کنه؟

- حالت تهوع داره!  داره....

- داره زیر پل رو دید می زنه!

- بچه خوبیه! سر به زیر هم که هست.

- راننده ش رفته پایین پل یه کاری داره. اونم داره نیگاه می کنه ببینه کی میاد؟!

  

+ در افشاني شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:1  توسط danialjoon  | 
امروز به روایتی سالروز وفات حضرت زهرا(س) می باشد.

وبلاگ طنزها و ونطنزها ضمن تسلیت این روز به خوانندگان و دوستداران آن حضرت٬ به احترام این روز مطلب جدیدی منتشر نمی کند. 

+ در افشاني شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 11:50  توسط danialjoon  | 
یکی رفت بیمه٬ ماشینشو بیمه کنه. کارای اداریش که تموم شد نماینده بیمه٬ بیمه نامه رو داد دستش و گفت: مبارکه! ایشاا...هیچ موقع از این بیمه استفاده نکنی.

طرف که ۲۵ تومنیش(!) کج بود متوجه نشد یارو چی میگه. بهش برخورد. گفت: ایشاا... تو هم از این پول خیر نبینی!!

+ در افشاني شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:4  توسط danialjoon  | 
به دليل طرفداري سفت و سخت از تيم سپاهان قصد دارم از اين به بعد تمامي نوشته هايم را با زمينه زرد بنويسم.

اگر از اين رنگ خوشتان نمي آيد سعي كنيد كه بيايد!

فعلاً باي

+ در افشاني شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:26  توسط danialjoon  | 
واقعاْ که مسخره س. توی بازی ای که جو کاملا به نفع پرسپولیسه٬ داور ۷ دقیقه وقت اضافی می گیره تا پرسپولیس گل بزنه و قهرمان بشه. ۷ دقیقه دیگه نوبره!

درسته که هر دو تیم رفتن جام باشگاه ها اما از این که تیم مورد علاقه م این جور نامردانه ببازه(بخونین ببازوننش) متاسفم.

سپاهان

هميشه دوستت داريم

تو براي من قهرماني

+ در افشاني شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 18:38  توسط danialjoon  | 

سال ها  (حدود ۱۵ سال) پیش وقتی که در دوران لیسانس در دانشگاه تحصیل می کردم روزی یکی از دوستان از من پرسید:

- برای فوق(فوق لیسانس) چه کار می کنی؟ می خوای درستو  ادامه بدی؟

من فی البداهه گفتم: با این درسهای مشکل، ما "فوقش لیسانس می گیریم".

این جمله که شاید برای اولین بار اختراع شده بود به نظر دوستم جالب آمد و کم کم در دانشگاه به صورت ضرب المثل درآمد.

امروز من هنوز فوق لیسانس نگرفته ام و فوقش لیسانس مانده ام! اما جمله اختراعیم در دهان بسیاری از افراد می چرخد و گفته می شود و من افتخار می کنم که سازنده این جمله بدیع بوده ام

+ در افشاني شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 15:43  توسط danialjoon  | 
ظریفی را زکام در گرفت. او را گفتند: "لیمو شیرین" بخور که برای رفع زکام٬ سخت نیکو باشد. گفت: خورده ام٬ لیک بهبود نیافته ام. به گمانم باید "لیمو"ی "شیرینی" را بخورم!

+ در افشاني شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:32  توسط danialjoon  | 
دزدانه دو بوسه از لبانت بردم

وان لعل لب چو قند را آزردم

با بوسه دلم سیر نشد کاش که تو

حلوا بودی و من تو را می خوردم!

+ در افشاني شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 14:38  توسط danialjoon  | 
جونم واسه تون بگه این عکسی که می بینین آخرین ورژن تختخوابهای عروس و داماده که اومده تو بازار. حالا شما بگین عروس کجای تخت می خوابه؟

-  زیر

- بالا

- خونه شون

- تو حیاط !

+ در افشاني شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 9:57  توسط danialjoon  | 

دختر ترشيده اي شب را نخفت

راز خود را با خدا تا صبح گفت

"كاي خداي مهربان و خوب من!

كي رسد از راه آن محبوب من؟

كي شوم من نوعروس اين محل؟

من شدم از حرف اين مردم كچل!

دوستانم جمله مادر گشته اند

صاحب اولاد و همسر گشته اند

هيچ كس شب ها كنارم نيست، نيست

سهم من يك نمره هم از بيست نيست

در كلاس عشق من آخر شدم

بي وصال و عاشق و شوهر شدم

سن من از بيست و نه افزون شده

قلبم از بي شوهري پر خون شده

اي خداي مهربان و اي حكيم!

ديگران جفتند، ما تا كي تكيم؟

رحمتي كن قلب من را شاد كن

مادرم را صاحب داماد كن!"

دخترك مي گفت دائم:" اي خدا!"

ناگهان از كوچه آمد اين ندا:

"من گدايي كوچه گرد و بي كسم

مي توانم من به فريادت رسم؟"

دخترك از آن صدا بي هوش شد

ناله و افغان او خاموش شد

چون به هوش آمد صدا زد:" اي اله!

شوهري مي خواستم چون قرص ماه!

شوهري از اين گدا بهتر نبود؟!

خوش صداتر از صداي خر نبود؟!

من ندارم آرزو ديگر خدا!

هرشب و هر شب بخوابم من جدا!

تا كه يك شوهر شبي پيدا شود

اين گره از قسمت ما وا شود"

 

+ در افشاني شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:0  توسط danialjoon  |