این کامیونه چی کار می کنه؟
- حالت تهوع داره! داره....
- داره زیر پل رو دید می زنه!
- بچه خوبیه! سر به زیر هم که هست.
- راننده ش رفته پایین پل یه کاری داره. اونم داره نیگاه می کنه ببینه کی میاد؟!

وبلاگ طنزها و ونطنزها ضمن تسلیت این روز به خوانندگان و دوستداران آن حضرت٬ به احترام این روز مطلب جدیدی منتشر نمی کند.

طرف که ۲۵ تومنیش(!) کج بود متوجه نشد یارو چی میگه. بهش برخورد. گفت: ایشاا... تو هم از این پول خیر نبینی!!![]()
اگر از اين رنگ خوشتان نمي آيد سعي كنيد كه بيايد!
فعلاً باي
درسته که هر دو تیم رفتن جام باشگاه ها اما از این که تیم مورد علاقه م این جور نامردانه ببازه(بخونین ببازوننش) متاسفم.

سپاهان
هميشه دوستت داريم
تو براي من قهرماني
سال ها (حدود ۱۵ سال) پیش وقتی که در دوران لیسانس در دانشگاه تحصیل می کردم روزی یکی از دوستان از من پرسید:
- برای فوق(فوق لیسانس) چه کار می کنی؟ می خوای درستو ادامه بدی؟
من فی البداهه گفتم: با این درسهای مشکل، ما "فوقش لیسانس می گیریم".
این جمله که شاید برای اولین بار اختراع شده بود به نظر دوستم جالب آمد و کم کم در دانشگاه به صورت ضرب المثل درآمد.
امروز من هنوز فوق لیسانس نگرفته ام و فوقش لیسانس مانده ام! اما جمله اختراعیم در دهان بسیاری از افراد می چرخد و گفته می شود و من افتخار می کنم که سازنده این جمله بدیع بوده ام

وان لعل لب چو قند را آزردم
با بوسه دلم سیر نشد کاش که تو
حلوا بودی و من تو را می خوردم!

- زیر
- بالا
- خونه شون
- تو حیاط !

دختر ترشيده اي شب را نخفت
راز خود را با خدا تا صبح گفت
"كاي خداي مهربان و خوب من!
كي رسد از راه آن محبوب من؟
كي شوم من نوعروس اين محل؟
من شدم از حرف اين مردم كچل!
دوستانم جمله مادر گشته اند
صاحب اولاد و همسر گشته اند
هيچ كس شب ها كنارم نيست، نيست
سهم من يك نمره هم از بيست نيست
در كلاس عشق من آخر شدم
بي وصال و عاشق و شوهر شدم
سن من از بيست و نه افزون شده
قلبم از بي شوهري پر خون شده
اي خداي مهربان و اي حكيم!
ديگران جفتند، ما تا كي تكيم؟
رحمتي كن قلب من را شاد كن
مادرم را صاحب داماد كن!"
دخترك مي گفت دائم:" اي خدا!"
ناگهان از كوچه آمد اين ندا:
"من گدايي كوچه گرد و بي كسم
مي توانم من به فريادت رسم؟"
دخترك از آن صدا بي هوش شد
ناله و افغان او خاموش شد
چون به هوش آمد صدا زد:" اي اله!
شوهري مي خواستم چون قرص ماه!
شوهري از اين گدا بهتر نبود؟!
خوش صداتر از صداي خر نبود؟!
من ندارم آرزو ديگر خدا!
هرشب و هر شب بخوابم من جدا!
تا كه يك شوهر شبي پيدا شود
اين گره از قسمت ما وا شود"